غزل شمارهٔ 4706

Toggle stanza 1
درویش را ز خرقه صد پاره نیست عار
1

درویش را ز خرقه صد پاره نیست عار

محضر به قدر مهر بود صاحب اعتبار

2

زنگ از جبین آینه صیقل نمی برد

زینسان که می برد لب خامش ز دل غبار

3

گردید رشته آه ندامت ز زخم من

سوزن شد از جراحتم انگشت زینهار

4

عیش جهان، نظر به غم بی شمار او

برقی است کز سحاب شود گاهی آشکار

5

جوهر قبول پرتو منت نمی کند

آتش برآورد ز دل خویشتن چنار

6

ز افتادگی به پله عزت توان رسید

بوی گل پیاده بود بر صبا سوار

7

از ریزش آبروی کریمان شود ز باد

آب گهر بود ز چکیدن به یک قرار

8

دلهای صاف راست نگهبان ملایمت

آیینه را ز موم بود آهنین حصار

9

دست نوازشی چو به زلف آشنا کنی

غافل مشو ز صائب آشفته روزگار

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

گر همچو عود جا دهدم یار در کنار

از دست او کنم بر او ناله های زار

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 245

عید است و آخِرِ گُل و یاران در انتظار

ساقی به رویِ شاه ببین ماه و مِی بیار

حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 246

ای خواجه، این همه که تو بر می‌دهی شمار

بادام تر و سه‌یکی و بهمان و باستار

رودکیقصاید و قطعاتشمارهٔ 59

هر کس به جنس خویش درآمیخت ای نگار

هر کس به لایق گهر خود گرفت یار

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1116

دل ناظر جمال تو آن گاه انتظار

جان مست گلستان تو آن گاه خار خار

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1117

میر شکار من که مرا کرده‌ای شکار

بی‌تو نه عیش دارم و نه خواب و نه قرار

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1118

آمد بهار خرم و آمد رسول یار

مستیم و عاشقیم و خماریم و بی‌قرار

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1121

فریاد پیرزن که برآید ز سوز دل

کیفر برد ز حملهٔ مردان کارزار

سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 136

ای من غلام عشق که روزی هزار بار

بر من نهد ز عشقِ بتی صد هزار بار

سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 156

ما را مدار خوار که ما عاشقیم و زار

بیمار و دل‌فگار و جدا‌مانده از نگار

سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 158

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور