غزل شمارهٔ 222

Toggle stanza 1
می کند عشق گران تمکین، سبک جانانه را
1
می کند عشق گران تمکین، سبک جانانه را
شمع می گردد در اینجا گرد سر پروانه را
2
کعبه را ده روز در سالی بود هنگامه گرم
موسم خاصی نباشد زائر بتخانه را
3
عشق عالم سوز دل را از زمین گیری رهاند
سوختن شد باعث نشو و نما این دانه را
4
همچو مسجد چشم بر راه چراغ وقف نیست
باده روشن چراغان می کند میخانه را
5
تشنه چشمان را نسازد سیر الوان نعم
نیست از کیفیت می نشئه‌ای پیمانه را
6
از جگرداری گل بی خار گردد خارزار
از نیستان نیست پروا جرئت شیرانه را
7
این زمان رطل گران من بود هر قطره می
می کشیدم من که چون مینا به سر میخانه را
8
از جمال حور و غِلمان چشم حق‌بین بسته اند
زال دنیا چون فریبد همت مردانه را؟
9
خون رحمت را نهال خشک می آرد به جوش
می کند تر دست، زلف یار آخر شانه را
10
می زداید زنگ کلفت از دل عشاق، عشق
نیست غیر از داغ صائب روزن این غمخانه را

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

باز دل گم گشت در کویت من دیوانه را

از کجا کردم نگاه آن شکل قلاشانه را

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 59

ساختم قانعْ دلِ از عافیت بیگانه را

برگِ بیدی فرش‌ کردم خانهٔ دیوانه را

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 161

رخنه کردی دل به قصد جان من دیوانه را

دزد آری بهر کالا می شکافد خانه را

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 47

از پی آشوب ما، در زلف دارد شانه را

شورش زنجیر در شور آورد دیوانه را

نظیری نیشابوریدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 48

نیست در طالع قدوم میهمان این خانه را

سیل بردارد مگر از خاک، این ویرانه را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 221

سنگ طفلان مومیایی شد دل دیوانه را

شد شکستن باعث آبادی این ویرانه را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 223

از خرابی چون نگه دارم دل دیوانه را؟

سیل یک مهمان ناخوانده است این ویرانه را؟

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 224

کرد سودا آسمان سیر این دل دیوانه را

سوختن شد باعث نشو و نما این دانه را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 225

بیش شد از چوب گل سودا من دیوانه را

شعله ور سازد خس و خاشاک، آتشخانه را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 226

از سر و سامان چه می پرسی من دیوانه را؟

جوش می برداشت از جا سقف این میخانه را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 227

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور