غزل شمارهٔ 4555

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ار

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 38

صنف: غزل

Toggle stanza 1
زخم را آماده شو چون شد مساعد روزگار
1

زخم را آماده شو چون شد مساعد روزگار

کزکجی بیش است عیب راستی در تیرمار

2

می زند ناخن به داغ عشق،سیر لاله زار

شاخ وبرگی می دهد دیوانگی را نو بهار

3

در بیابانی که مارا می دواند شور عشق

کوهکن با بیستون طفلی بود دامن سوار

4

پیر کنعان ار نظر بازی ندارد شکوه ای

پاکبازست از پشیمانی حریف این قمار

5

حلقه زهگیر شد قد خدنگ سرو را

طوق قمری ز انفعال قامت موزون یار

6

همچو مستان سر به پای یکدگر بنهاده اند

در حریم نرگس بیمار او خواب و خمار

7

غنچه هر وقتی که خواهد می تواند گل شدن

گل نگردد غنچه، دل را از شکفتن پاس دار

8

جای خود را تا به چشم فتنه جوی او سپرد

در شکر خواب فراغت رفت چشم روزگار

9

از دل ما بیقراری گرد کلفت می برد

می زداید آستین موج از دریا غبار

10

گرچه عقل و هوش و دین و دل به پای او فشاند

می کشد شرمندگی صائب همان از عشق یار

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

با همه بی‌دست و پایی اندکی همت‌گمار

آسمان می‌بالد اینجا کودک دامن سوار

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1662

تا کنم از هر بن مو رنگ هستی آشکار

جام می‌خواهم در این میخانه یک طاووس‌دار

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1663

جسم غافل را به اندوه رم فرصت چه‌کار

کاروان هر سو رود بر خویش می‌بالد غبار

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1664

چشم تعظیم از گران‌جانان این محفل مدار

کوفتن‌ گردد عصا، کز سنگ برخیزد شرار

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1665

این مقام خوش که می بخشد نسیم وصل یار

خیر دار حل فیها خیر ارباب الدیار

جامیدیوان اشعارقصایدشمارهٔ 10

عید شد و اندر کنار و بوسه با هم هر دو یار

یار ما ناداده بوسه می کند از ما کنار

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 169

شد مه عید از شفق چون جام زر باز آشکار

یعنی از آب شفق گون جام زر خالی مدار

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 437

گل خوش است و عید خوش وز هر دو خوشتر وصل یار

خاصه بعد از محنت هجران و درد انتظار

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 439

عاشقی در خشم شد از یار خود معشوق وار

گازری در خشم گشت از آفتاب نامدار

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1060

عرض لشکر می‌دهد مر عاشقان را عشق یار

زندگان آن جا پیاده کشتگان آن جا سوار

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1061

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور