غزل شمارهٔ 1663

Toggle stanza 1
تا کنم از هر بن مو رنگ هستی آشکار
1

تا کنم از هر بن مو رنگ هستی آشکار

جام می‌خواهم در این میخانه یک طاووس‌دار

2

سوختن می‌بالد آخر از کف افسوس من

دامنی بر آتش خود می‌زند برگ چنار

3

تیره‌بختی چون سیاهی ناله‌ام را زیر کرد

سوخت آخر همچو سنگ سرمه در طبعم شرار

4

آهم از خاکستر دل سرمه‌آلود حیاست

نالهٔ خاموش داغم چون نسیم لاله‌زار

5

سعی بیتابم‌ کمند جذبهٔ آسودگی‌ست

از تپیدن می‌رسد هر جزو دریا درکنار

6

آتش رنگی که دارد این چمن بی‌دود نیست

آب می‌گردد به چشم شبنم از بوی بهار

7

ای که هوشت نغمه از بال و پری وامی‌کشد

بر شکست شیشهٔ ما هم زمانی ‌گوش دار

8

دیده‌ها در جلوه‌کاهت زخمی خمیازه‌اند

بادهٔ جام تحیر نیست جز رنگ خمار

9

عمرها شد در خیال آفتاب و آینه

سایه‌وار از الفت زنگار می‌دزدم کنار

10

با تن‌آسانی ز ما کم فرصتان نتوان گذشت

برق هم دارد حسابی با خس آتش سوار

11

انتقام از دشمن عاجز کشیدن کار نیست

گر تو مردی این خیال پوچ از خاطر بدار

12

از نفس چون صبح نتوان بخیه زد در جیب عمر

روزن این خانه بیدل تا کجا بندد غبار

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

این مقام خوش که می بخشد نسیم وصل یار

خیر دار حل فیها خیر ارباب الدیار

جامیدیوان اشعارقصایدشمارهٔ 10

عید شد و اندر کنار و بوسه با هم هر دو یار

یار ما ناداده بوسه می کند از ما کنار

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 169

شد مه عید از شفق چون جام زر باز آشکار

یعنی از آب شفق گون جام زر خالی مدار

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 437

گل خوش است و عید خوش وز هر دو خوشتر وصل یار

خاصه بعد از محنت هجران و درد انتظار

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 439

عاشقی در خشم شد از یار خود معشوق وار

گازری در خشم گشت از آفتاب نامدار

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1060

عرض لشکر می‌دهد مر عاشقان را عشق یار

زندگان آن جا پیاده کشتگان آن جا سوار

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1061

مطربا در پیش شاهان چون شدستی پرده دار

برمدار اندر غزل جز پرده‌های شاهوار

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1064

مرحبا ای جان باقی پادشاهِ کامیار

روح‌بخش هر قَران و آفتاب هر دیار

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1066

خوی بد دارم ملولم تو مرا معذور دار

خوی من کی خوش شود بی‌روی خوبت ای نگار

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1073

لحظه لحظه می برون آمد ز پرده شهریار

باز اندر پرده می‌شد همچنین تا هشت بار

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1076

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور