غزل شمارهٔ 1713
شاعر: صائب
Toggle stanza 1فراغ بال طمع کردن از فلک خام است
11
فراغ بال طمع کردن از فلک خام است
که فلس ماهی این بحر حلقه دام است
22
مرو ز میکده بیرون، که در جهان خراب
ز روزنی که نسیمی به دل خورد جام است
33
صفای وقت ز صافی کشان مجو زنهار
که این وظیفه رندان دردی آشام است
44
ز تازه رویی جاوید می توان دانست
که سرو فارغ از اندیشه سرانجام است
55
نصیب پاک دهانان بود حلاوت عیش
شکر ز چرب زبانی حصار بادام است
66
چه لازم است قفس را شکسته دل کردن؟
ترا که وقت پرواز تا لب بام است
77
به لب خموش و به دل باش صد زبان صائب
که شکر نعمت ظاهر تمام ابرام است
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

