غزل شمارهٔ 344
شاعر: امیرخسرو دهلوی
Toggle stanza 1مرا به سوی تو پیوند دوستی خام است
11
مرا به سوی تو پیوند دوستی خام است
به آفتاب ز ذره چه جای پیغام است
22
هزار جان مقدس شدند خاکستر
هنوز پختن سودات از آدمی خام است
33
بیار ساقی دریای می که جانم سوخت
ز جاجه دل من گر چه دوزخ آشام است
44
ازان چراغ که دلهای خلق می سوزد
چراغها به سر کوی تو به هر شام است
55
خطاست نسبت بالای تو به سرو، که سرو
نه شوخ وشنگ خرام است و مست و خودکام است
66
دلم که بستده ای باز ده که که لاف زنم
که این خرابه ز سلطان خویش انعام است
77
زکوة حسن کم از یک نظاره آخر کار
گدای کوی توام، گر چه خسروم نام است
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

