Toggle stanza 1
رسید فصل گل و باد عنبر افشان است
1

رسید فصل گل و باد عنبر افشان است

نگارخانه جانان بهشت رضوان است

2

به سرو باغ که بیند کنون که در هر باغ

هزار سرو به هر گوشه ای خرامان است

3

کنون به سوی چمن بی بهشتیان نروم

که هر چه ذوق بهشت است روی خامان است

4

عجب که جام نمی افتد از کف نرگس

چنانکه او به غنودن فتان و خیزان است

5

حریف معنی گل را به جان خرد، هر چند

که سهل قیمت و کالای دهر ارزان است

6

به گوشه های چمن برگ گل چو نرمه گوش

درو ز قطره نگر تا چه در غلطان است

7

زخاره بودی دامان کوه از لاله

کنون ز اطلس لعلش نگر که دامان است

8

زمین به باغ ندید آفتاب از پی شاخ

نگر ز خانه که در سایه های بستان است

9

چنین که نرگس و گل چشم را به صحن چمن

همی نهند، مگر آستان سلطان است

10

شکفته باد گل دولت تو تا به ابد

گلی که بلبل او خسرو ثناخوان است

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور