غزل شمارهٔ 1714
شاعر: صائب
Toggle stanza 1همین نجابت ذاتی است آنچه محترم است
11
همین نجابت ذاتی است آنچه محترم است
بزرگیی که بود عارضی کم از ورم است
22
رخ تو از خط مشکین رقم خطر دارد
سیاه زود شود صفحه ای که خوش قلم است
33
بط شراب که زاهد به خون او تشنه است
به چشم باده پرستان کبوتر حرم است
44
ز پشت دادن ما خصم گو دلیر مشو
که تیغ عجز دل از دست دادگان دو دم است
55
ز رطلهای گران است پشت من بر کوه
ز محتسب کند اندیشه سنگ هر که کم است
66
هر آن که از سیهی می کند سفیدی فرق
دلش دو نیم درین روزگار چون قلم است
77
دلیل ایمنی ملک نیستی صائب
همین بس است که روی وجود در عدم است
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

