غزل شمارهٔ 6631
شاعر: صائب
Toggle stanza 1تا سرو ترا راه به گلزار فتاده
11
تا سرو ترا راه به گلزار فتاده
گل گشته به تعظیم تو از شاخ پیاده
22
مه حلقه ابروی تو در گوش کشیده
سر بر خط مشکین تو خورشید نهاده
33
دنباله چشم تو گذشته است ز ابرو
آهوی تو از سایه خود پیش فتاده
44
دل نیز سیه می شود از گوشه نشینی
در گوهر اگر سبز شود آب ستاده
55
آن به که به گرد دل درویش کند طوف
آن را که میسر نشود حج پیاده
66
یابد ز اجل چاشنی قند مکرر
در زندگی آن کس که بمیرد به اراده
77
تقصیر مکن در مدد خلق که باشد
بال و پر توفیق، دل و دست گشاده
88
از خوردن خون ظالم خونخوار شود سیر
اندازه اگر حفظ توان کرد به باده
99
صائب نشد از توبه مرا نفس به فرمان
گیرندگی سگ نشود کم به قلاده
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

