غزل شمارهٔ 305

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: امها

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
پخته می‌گردند از سودای زلفش خام‌ها
1
پخته می‌گردند از سودای زلفش خام‌ها
این ره باریک، رهرو را دهد اندام‌ها
2
این غزالی را که من صیاد او گردیده‌ام
چشم حسرت می‌شود در رهگذارش دام‌ها
3
قاصد بی‌رحم اگر از خود نسازد حرف را
می‌برد چون بوسه دل، شیرینی پیغام‌ها
4
فتنه چشم تو تا بیدار شد از خواب ناز
در شکر شد خواب شیرین تلخ بر بادام‌ها
5
دیده چون دستار کن از گریه کز چشم سفید
کعبه دیدار دارد جامه احرام‌ها
6
چون گره بگشایی از مو، شام گردد صبح‌ها
پرده چون بگشایی از رو، صبح گردد شام‌ها
7
تا گذشت از بوستان مستانه سرو قامتت
بر گلوی قمریان شد طوق، خط جام‌ها
8
کار مزدوران بود خدمت به امید نوال
مخلصان را نیست صائب چشم بر انعام‌ها

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور