غزل شمارهٔ 306
Toggle stanza 1ای در آتش از گل روی تو نعل لالهها
11
ای در آتش از گل روی تو نعل لالهها
ماه رخسار ترا از حلقه خط هالهها
22
من که صد خونین جگر را داغ میدادم به طرح
میکنم دریوزه داغ این زمان از لالهها
33
ناله سوزان اگر از دل چنین آید به لب
پرده فانوس گردد، پرده تبخالهها
44
ای که محو چشم خوبان گشتهای، ایمن مباش
کاین بلاهای سیه دارد عجب دنبالهها
55
کاروان اشک ما را آتشی در کار نیست
آتش این کاروان است آتشینپرگالهها
66
جمع برگردد، پریشان گر رود تیر از کمان
میرسد یک جا به دل فیض پریشان نالهها
77
صحبت نیکان بود اکسیر ناقصطینتان
میشود یاقوت در پیمانه گل، ژالهها
88
مهر خاموشی شود گل بر دهان بلبلان
هرکجا صائب شود آغاز، خونین نالهها

