Toggle stanza 1
خواب و بیداری آن نرگس مخمور خوش است
1

خواب و بیداری آن نرگس مخمور خوش است

این سرایی است که در بسته و معمور خوش است

2

نه همین روی زمین از تو شکر می خندد

کز شکرخند تو در زیر زمین مور خوش است

3

هر کبابی که بود شور، نمی باشد خوش

دل کبابی است که هر چند بود شور خوش است

4

خاکساری ز بزرگان جهان زیبنده است

این سفالی است که در مجلس فغفور خوش است

5

در نگین خانه نگین جلوه دیگر دارد

بر سر دار فنا مسند منصور خوش است

6

خون مرده است به چشم تو شب از مرده دلی

ورنه بیداردلان را شب دیجور خوش است

7

چند در پرده کسی راز خود اظهار کند؟

ارنی گفتن موسی به سر طور خوش است

8

دوزخ بی هنران صحبت بینایان است

خانه هر چند که تاریک بود عور خوش است

9

نیست باز آمدن از فکر و خیال تو مرا

با رفیقان موافق سفر دور خوش است

10

می زند بر جگر تشنه لبان آب، عقیق

با خیال تو دل صائب مهجور خوش است

آڈیو

ابھی اس کلام کی آڈیو موجود نہیں۔ اپنی آواز میں پہلی آڈیو شامل کریں۔

اس نظم کے لیے شعر بہ شعر آڈیو وقت ابھی دستیاب نہیں۔

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

گفتگو

قارئین کے تبصرے

اپنی رائے دیں، سوال پوچھیں یا گفتگو کو آگے بڑھائیں۔ تبصروں کا جائزہ لیا جا سکتا ہے۔

0 / 2000 حروف
لوڈ ہو رہا ہے…