Toggle stanza 1
ای که قصدت ز سفر یار صداقت کیش است
1

ای که قصدت ز سفر یار صداقت کیش است

آه ازین راه درازی که ترا در پیش است

2

پیش جمعی که ز باریک خیالان شده اند

در جهان نوشی اگر هست، نهان در نیش است

3

بیشتر عفو خداشامل حالش گردد

گنه هر که به میزان قیامت بیش است

4

پرده پوشی چو خموشی نبود نادان را

کز نظرها کجی تیر نهان در کیش است

5

عذر سنگین دلی تیغ ترا می خواهد

نمکی کز لب لعل تو مرا بر ریش است

6

نیست درویش، فقیری که کند فقر اظهار

هر که پوشیده کند حاجت خود درویش است

7

پیشی قافله ما به سبکباری نیست

هر که برداشته بار از دگران در پیش است

8

صائب از قدر کفاف آنچه بود یک جو بیش

بر دل قانع من تخم دو صد تشویش است

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور