غزل شمارهٔ 3736

شاعر: صائب

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ودارد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: غزل

Toggle stanza 1
خوشم به باده گلگون که رنگ او دارد
1

خوشم به باده گلگون که رنگ او دارد

رگی ز تلخی آن یار تندخو دارد

2

سر بریده شبنم به آفتاب رسید

همان امید مرا گرم جستجو دارد

3

چگونه جلوه کند آفتاب یکرنگی؟

درین زمانه که آیینه پشت و رو دارد

4

همین نه گردن شیطان ز کبر دارد طوق

به هر که بنگری این طوق در گلو دارد

5

ز بوی یاسمن یأس مغز من تازه است

گل امید ندانسته ام چو بو دارد

6

ز لاله زار شهادت قدم برون مگذار

بغیر تیغ که آبی دگر به جو دارد؟

7

مجوی سر خط آزادی از فلک صائب

که خود ز کاهکشان طوق در گلو دارد

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور