غزل شمارهٔ 3736
شاعر: صائب
Toggle stanza 1خوشم به باده گلگون که رنگ او دارد
خوشم به باده گلگون که رنگ او دارد
رگی ز تلخی آن یار تندخو دارد
سر بریده شبنم به آفتاب رسید
همان امید مرا گرم جستجو دارد
چگونه جلوه کند آفتاب یکرنگی؟
درین زمانه که آیینه پشت و رو دارد
همین نه گردن شیطان ز کبر دارد طوق
به هر که بنگری این طوق در گلو دارد
ز بوی یاسمن یأس مغز من تازه است
گل امید ندانسته ام چو بو دارد
ز لاله زار شهادت قدم برون مگذار
بغیر تیغ که آبی دگر به جو دارد؟
مجوی سر خط آزادی از فلک صائب
که خود ز کاهکشان طوق در گلو دارد
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
میان باغ گل سرخهای و هو دارد
که بو کنید دهان مرا چه بو دارد
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 933
میان باغ، گل سرخ، های و هو دارد
که «بو کنید دهان مرا چه بو دارد!»
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 946
همین نه فاخته در سر هوای او دارد
به هر که بنگری این طوق در گلو دارد
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 3737
چه باده غنچه این باغ در سبو دارد؟
که هر نواطلبی برگ عیش ازو دارد
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 3738
گلی که بلبل ما برگ عیش ازو دارد
هزار مرحله افزون به رنگ و بو دارد
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 3739
کسی که دل به خیال تو در گرو دارد
به هر نفس که برآرد حیات نو دارد
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 3740
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

