غزل شمارهٔ 3658

شاعر: صائب

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: اد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 20

صنف: غزل

Toggle stanza 1
خوشا کسی که دل خود به چشم مست تو داد
1

خوشا کسی که دل خود به چشم مست تو داد

ز سر گذشت و به دنبال این بلا افتاد

2

تو تا شکفته شدی گل به خویشتن بالید

تو تا بلند شدی قد کشید نخل مراد

3

چگونه دل به دو زلف معنبرش ندهم؟

نمی توان به دو عالم به یک طرف افتاد

4

چنین که رحمت او بی دریغ می بخشد

چرا خموش نباشد زبان استعداد؟

5

رود ز پنجه جوهر کنون چو موم برون

دلی که بود به سختی چو بیضه فولاد

6

قضا چو دست برآورد ناله بی اثرست

سپند از آتش سوزان نجست از فریاد

7

درست چون نگذارند خشت اول را

اگر به چرخ رسد کج بود همان بنیاد

8

هنوز از جگر چاک بیستون صائب

به گوش می رسد آواز تیشه فرهاد

9

جواب آن غزل مولوی است این صائب

که بحر لطف بجوشید و بندها بگشاد

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

چو کارهای جهان است جمله بی بنیاد

حکیم در وی ننهاد کارها بنیاد

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 952

ز درد یأس ندانم کجا کنم فریاد

قفس شکسته‌ام و آشیان نمانده به یاد

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 911

خوش آن که شد به دلی از مضیق حرص آزاد

مقیم کنج قناعت درین خراب آباد

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 143

اگر ز کوی تو بویی به من رساند باد

به مژده جان و جهان را به باد خواهم داد

حافظاشعار منتسبشمارهٔ 118 - در اصل از آن عبدالمجید تبریزی شاعر پیشکسوت حافظ

شراب و عیش نهان چیست؟ کارِ بی‌بنیاد

زدیم بر صفِ رندان و هر چه بادا باد

حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 101

به عهد سلطنت شاه شیخ ابواسحاق

به پنج شخص عجب ملک فارس بود آباد

حافظقطعاتقطعه شمارهٔ 7

جهان به کام خداوند باد و دیر زیاد

بر او به هیچ حوادث زمانه دست مداد

رودکیقصاید و قطعاتشمارهٔ 27

چو کارزار کند شاه روم با شمشاد

چگونه گردم خرم چگونه باشم شاد

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 918

هزار جان مقدس فدای روی تو باد

که در جهان چو تو خوبی کسی ندید و نزاد

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 928

ز عشق آن رخ خوب تو ای اصول مراد

هر آن که توبه کند توبه‌اش قبول مباد

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 929

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور