غزل شمارهٔ 3658
Poet: Saib
Toggle stanza 1خوشا کسی که دل خود به چشم مست تو داد
خوشا کسی که دل خود به چشم مست تو داد
ز سر گذشت و به دنبال این بلا افتاد
تو تا شکفته شدی گل به خویشتن بالید
تو تا بلند شدی قد کشید نخل مراد
چگونه دل به دو زلف معنبرش ندهم؟
نمی توان به دو عالم به یک طرف افتاد
چنین که رحمت او بی دریغ می بخشد
چرا خموش نباشد زبان استعداد؟
رود ز پنجه جوهر کنون چو موم برون
دلی که بود به سختی چو بیضه فولاد
قضا چو دست برآورد ناله بی اثرست
سپند از آتش سوزان نجست از فریاد
درست چون نگذارند خشت اول را
اگر به چرخ رسد کج بود همان بنیاد
هنوز از جگر چاک بیستون صائب
به گوش می رسد آواز تیشه فرهاد
جواب آن غزل مولوی است این صائب
که بحر لطف بجوشید و بندها بگشاد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
چو کارهای جهان است جمله بی بنیاد
حکیم در وی ننهاد کارها بنیاد
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 952
ز درد یأس ندانم کجا کنم فریاد
قفس شکستهام و آشیان نمانده به یاد
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 911
خوش آن که شد به دلی از مضیق حرص آزاد
مقیم کنج قناعت درین خراب آباد
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 143
اگر ز کوی تو بویی به من رساند باد
به مژده جان و جهان را به باد خواهم داد
HafezAshʿar-e Muntasabشمارهٔ 118 - در اصل از آن عبدالمجید تبریزی شاعر پیشکسوت حافظ
شراب و عیش نهان چیست؟ کارِ بیبنیاد
زدیم بر صفِ رندان و هر چه بادا باد
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 101
به عهد سلطنت شاه شیخ ابواسحاق
به پنج شخص عجب ملک فارس بود آباد
HafezQitʿatقطعه شمارهٔ 7
جهان به کام خداوند باد و دیر زیاد
بر او به هیچ حوادث زمانه دست مداد
RudakiQasaʾid va Qitʿatشمارهٔ 27
چو کارزار کند شاه روم با شمشاد
چگونه گردم خرم چگونه باشم شاد
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 918
هزار جان مقدس فدای روی تو باد
که در جهان چو تو خوبی کسی ندید و نزاد
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 928
ز عشق آن رخ خوب تو ای اصول مراد
هر آن که توبه کند توبهاش قبول مباد
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 929
Sources
Persian text source: Ganjoor

