غزل شمارهٔ 911

Toggle stanza 1
ز درد یأس ندانم کجا کنم فریاد
1

ز درد یأس ندانم کجا کنم فریاد

قفس شکسته‌ام و آشیان نمانده به یاد

2

به برقی از دل مایوس‌ کاش در گیرم

کباب سوختنم چون چراغ در ره باد

3

به غربت از من بی‌بال و پر سلام رسان

که مردم و نرسیدم به خاطر صیاد

4

چو شمع خواستم احرام وحشتی بندم

شکست آبلهٔ پا به گردنم افتاد

5

ز تنگی دلم امکان پر گشودن نیست

شکسته‌اند غبارم به بیضهٔ فولاد

6

چه ممکن است ‌کشد نقش ناتوانی من

مگر به سایهٔ مو خامه بشکند بهزاد

7

اگر ز درد گرانجانی‌ام سوال کنند

چو کوه از همه عضوم جواب باید داد

8

ز هیچکس به نظر مژدهٔ سلامم نیست

مگر ز سیل کشم حرف خانه‌ات آباد

9

ز فوت فرصت وصلم دگر مگوی و مپرس

خرابه خاک به سر ماند و گنج رفت بباد

10

غبار من به عدم نیز پرفشان تریست

ز صید من عرقی داشت بر جبین صیاد

11

کشاکش نفسم تنگ ‌کرد عالم را

خوش آنکه بگسلد این رشته تا رسم به‌ گشاد

12

ز شمع باعث سوز و گداز پرسیدم

به گریه گفت‌: مپرس از ندامت ایجاد

13

بهار عشق و شکفتن خیال باطل کیست

ز سعی تیشه مگر گل به سر زند فرهاد

14

ستمکش دل مایوسم و علاجی نیست

کسی مقابل آیینهٔ شکسته مباد

15

ترحم است بر آن صید ناتوان بیدل

که هر دم از قفسش چون نفس کنند آزاد

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

چو کارهای جهان است جمله بی بنیاد

حکیم در وی ننهاد کارها بنیاد

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 952

خوش آن که شد به دلی از مضیق حرص آزاد

مقیم کنج قناعت درین خراب آباد

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 143

اگر ز کوی تو بویی به من رساند باد

به مژده جان و جهان را به باد خواهم داد

حافظاشعار منتسبشمارهٔ 118 - در اصل از آن عبدالمجید تبریزی شاعر پیشکسوت حافظ

شراب و عیش نهان چیست؟ کارِ بی‌بنیاد

زدیم بر صفِ رندان و هر چه بادا باد

حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 101

به عهد سلطنت شاه شیخ ابواسحاق

به پنج شخص عجب ملک فارس بود آباد

حافظقطعاتقطعه شمارهٔ 7

جهان به کام خداوند باد و دیر زیاد

بر او به هیچ حوادث زمانه دست مداد

رودکیقصاید و قطعاتشمارهٔ 27

چو کارزار کند شاه روم با شمشاد

چگونه گردم خرم چگونه باشم شاد

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 918

هزار جان مقدس فدای روی تو باد

که در جهان چو تو خوبی کسی ندید و نزاد

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 928

ز عشق آن رخ خوب تو ای اصول مراد

هر آن که توبه کند توبه‌اش قبول مباد

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 929

هزار جان مقدس فدای روی تو باد

که در جهان چو تو خوبی کسی ندید و نزاد

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 957

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور