Toggle stanza 1
تنها نه اشک راز مرا جسته جسته گفت
1

تنها نه اشک راز مرا جسته جسته گفت

غماز رنگ هم به زبان شکسته گفت

2

از سنگ سخت تر سخنان در سر شراب

چشم و دهان یار به بادام و پسته گفت!

3

رازی که بود پرده نشین همچو اشک من

مژگان شوخ چشم به مردم نشسته گفت

4

شرمنده ام ز خط که سیه بختی مرا

بر روی نازکش به زبان شکسته گفت

5

صائب تمام شعر تو یکدست و تازه است

این قسم شعرها نتوان جسته جسته گفت

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور