غزل شمارهٔ 2105
Toggle stanza 1تنها نه اشک راز مرا جسته جسته گفت
11
تنها نه اشک راز مرا جسته جسته گفت
غماز رنگ هم به زبان شکسته گفت
22
از سنگ سخت تر سخنان در سر شراب
چشم و دهان یار به بادام و پسته گفت!
33
رازی که بود پرده نشین همچو اشک من
مژگان شوخ چشم به مردم نشسته گفت
44
شرمنده ام ز خط که سیه بختی مرا
بر روی نازکش به زبان شکسته گفت
55
صائب تمام شعر تو یکدست و تازه است
این قسم شعرها نتوان جسته جسته گفت
Sources
Persian text source: Ganjoor

