غزل شمارهٔ 6993

شاعر: صائب

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

قافیہ: ستی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
با دختر رز دگر نشستی
1

با دختر رز دگر نشستی

پیمان خدای را شکستی

2

دنبال هوای نفس رفتی

سررشته عهد را گسستی

3

گر توبه ترا شکسته می بود

کی توبه خویش می شکستی؟

4

بی وزن و سبک چو باد گشتی

از شاخ به شاخ بس که جستی

5

کردند ترا به آستین دور

چون گرد به هر کجا نشستی

6

آتش به تو دست یافت آخر

هر چند که چون سپند جستی

7

موی تو سفید گشت، بنمای

باری که ازین شکوفه بستی

8

دامان تو روز حشر گیرد

خاری که به زیر پا شکستی

9

بر شیشه آسمان زنی سنگ

از جام غرور بس که مستی

10

دور تو به سر رسید صائب

وز جهل، هنوز لای مستی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور