غزل شمارهٔ 2742

شاعر: رومی

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

قافیہ: ستی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

صداکاران: فاطمه زندی، عندلیب
Toggle stanza 1
ای آنک تو خواب ما ببستی
1
ای آنک تو خواب ما ببستی
رفتی و به گوشه‌ای نشستی
2
اندر دلم آمدی چو ماهی
چون دل به تو بنگرید جستی
3
چون گلشن نیستی نمودی
چون صبر کنیم ما به هستی
4
چون باشد در خمار هجران
آن روح که یافت وصل و مستی
5
آن خانه چگونه خانه ماند
کز هجر ستون او شکستی
6
پنداشتی ای دماغ سرمست
کز رنج خمار بازرستی
7
در عشق وصال هست و هجران
در راه بلندی است و پستی
8
از یک جهت ار چه حق شناسی
از ده جهت آب و گل پرستی
9
بسیار ره است تا به جایی
کاندر سوداش طمع بستی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور