غزل شمارهٔ 2741

شاعر: رومی

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

قافیہ: ستی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

صداکاران: فاطمه زندی، عندلیب
Toggle stanza 1
ای آنک تو خواب ما ببستی
1
ای آنک تو خواب ما ببستی
رفتی و به گوشه‌ای نشستی
2
ای زنده کننده هر دلی را
آخر به جفا دلم شکستی
3
ای دل چو به دام او فتادی
از بند هزار دام رستی
4
رستی ز خمار هر دو عالم
تا حشر ز دام دوست مستی
5
با پر بلی بلند می‌پر
چون محرم گلشن الستی
6
رو بر سر خم آسمان صاف
تا درد بدی بدی به پستی
7
دولت همه سوی نیستی بود
می‌جوید ابلهش ز هستی
8
گیرم که جمال دوست دیدی
از چشم ویش ندیده استی
9
ای یوسف عشق رو نمودی
دست دو هزار مست خستی
10
خامش که ز بحر بی‌نصیبی
تا بسته نقش‌های شستی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور