غزل شمارهٔ 2695

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: رمیشود

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 8

صنف: غزل

Toggle stanza 1
زان رخ گلگون عرق یاقوت احمر می‌شود
1

زان رخ گلگون عرق یاقوت احمر می‌شود

چون زمین افتاد قابل دانه گوهر می‌شود

2

پیش بلبل جای گل هرگز نمی‌گیرد گلاب

تشنه دیدار کی قانع به کوثر می‌شود؟

3

پرتو منت کند دل‌های روشن را سیاه

شمع را دست حمایت باد صرصر می‌شود

4

حجت ناطق بود بر نارسایی‌های شوق

نامه هرکس که محتاج کبوتر می‌شود

5

از گران‌جانان سبک‌روحان گرانی می‌کشند

چون سبو از می تهی گردد گران‌تر می‌شود

6

سفلگان را می‌کند پیرایه دولت غیور

خویش را گم می‌کند مومی که عنبر می‌شود

7

لازم دولت بود نسیان، که چون سیراب شد

خضر غافل از لب خشک سکندر می‌شود

8

با نگاه دور قانع شو که مه با آفتاب

هر قدر نزدیک‌تر گردید لاغر می‌شود

9

برگذشت خود ز دنیا غره کم شو کز گذشت

رشته را دل‌بستگی افزون به گوهر می‌شود

10

می‌دهد صائب حباب از پوچ‌گویی سر به باد

از دهن بستن دهان غنچه پر زر می‌شود

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

تا مقابل بر رخ آن شعله پیکر می‌شود

جوهر آیینه‌‌ها بال سمندر می‌‌شود

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1552

دل چو آزاد از تعلق شد منور می‌شود

قطره ای کز موج دامن چید گوهر می‌شود

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1553

کی به آسانی دم آبم میسر می‌شود

دل به صد خون می‌گدازم تا لبی تر می‌شود

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1554

هرکجا عبرت به درس وعظ رهبر می‌شود

صورت پست و بلند دهر منبر می‌شود

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1555

آن که نقشی دیگرش جایی مصور می‌شود

نقش او در چشم ما هر روز خوش‌تر می‌شود

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 272

بعد عمری گر وصال او میسر می‌شود

شرم پیش چشم من سد سکندر می‌شود

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2694

زان رخ گلگون عرق یاقوت احمر می‌شود

چون زمین افتاد قابل دانه گوهر می‌شود

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2696

سبزه زنگار در تیغ تو جوهر می‌شود

کف درین دریای گوهرخیز عنبر می‌شود

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2697

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور