غزل شمارهٔ 1552

Toggle stanza 1
تا مقابل بر رخ آن شعله پیکر می‌شود
1

تا مقابل بر رخ آن شعله پیکر می‌شود

جوهر آیینه‌‌ها بال سمندر می‌‌شود

2

گر چنین دارد اثر نیرنگ سودای خطش

صفحهٔ خورشید هم محتاج مسطر می‌شود

3

حسن و عشق آنجا که ‌با هم‌ جوش الفت می‌زند

نور شمع آیینه و پروانه جوهر می‌شود

4

در محبت نیز رنگ زرد دارد اعتبار

هرکسی را شمع‌ عزت روشن‌ از زر می‌شود

5

مژده‌ای‌ کوشش که از توفان عالمگیر شوق

خاک ساحل مرده ما هم شناور می‌شود

6

در هوایت نامهٔ آهی گر انشا می‌کنم

رنگم از بی‌طاقتی بال‌ کبوتر می‌شود

7

می‌فزاید رونق قدر من از طعن خسان

تیغ تمکین مرا زنگار جوهر می‌شود

8

بی‌نصیبان را هدایت مایهٔ گمراهی‌ست

سایه رنگش در فروغ مه سیه‌تر می‌شود

9

سعی پیری ‌کم بسازد دستگاه مستی‌ام

از خمیدن پیکر من خط ساغر می‌شود

10

در بساط پاکبازان خجلت آلودگی‌ست

گر به آب دیده طرف دامنی تر می‌شود

11

نسخهٔ ما را ورق گرداندنی در کار نیست

دفتر گل رنگ اگر گرداند ابتر می‌شود

12

بی‌ندامت نیست بیدل‌ وحشت اهل حیا

اشک را از ترک تمکین خاک بر سر می‌شود

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آن که نقشی دیگرش جایی مصور می‌شود

نقش او در چشم ما هر روز خوش‌تر می‌شود

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 272

بعد عمری گر وصال او میسر می‌شود

شرم پیش چشم من سد سکندر می‌شود

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2694

زان رخ گلگون عرق یاقوت احمر می‌شود

چون زمین افتاد قابل دانه گوهر می‌شود

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2695

زان رخ گلگون عرق یاقوت احمر می‌شود

چون زمین افتاد قابل دانه گوهر می‌شود

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2696

سبزه زنگار در تیغ تو جوهر می‌شود

کف درین دریای گوهرخیز عنبر می‌شود

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2697

دل چو آزاد از تعلق شد منور می‌شود

قطره ای کز موج دامن چید گوهر می‌شود

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1553

کی به آسانی دم آبم میسر می‌شود

دل به صد خون می‌گدازم تا لبی تر می‌شود

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1554

هرکجا عبرت به درس وعظ رهبر می‌شود

صورت پست و بلند دهر منبر می‌شود

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1555

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور