غزل شمارهٔ 2696

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: رمیشود

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 8

صنف: غزل

Toggle stanza 1
زان رخ گلگون عرق یاقوت احمر می‌شود
1

زان رخ گلگون عرق یاقوت احمر می‌شود

چون زمین افتاد قابل دانه گوهر می‌شود

2

گر چنین مجنون ما را عشق در شور آورد

دامن دشت جنون صحرای محشر می‌شود

3

آب جای باده گلرنگ نتواند گرفت

تشنه دیدار کی قانع به کوثر می‌شود؟

4

از گریبان خموشی هرکه آرد سر برون

چون چراغ صبحگاهی خرج صرصر می‌شود

5

با سر آزاده‌ام فارغ ز دولت کاین هما

بر سر بی‌مغز دایم سایه‌گستر می‌شود

6

خجلت از حرف مکرر لازم فهمیدگی است

منفعل کی طوطی از حرف مکرر می‌شود؟

7

جلوه‌های مختلف دارد می دولت که آب

زنگ در آیینه و در تیغ جوهر می‌شود

8

آه خون‌آلود را چندان که می‌دزدم به دل

از گره چون رشته باران رساتر می‌شود

9

نیست خوان پر ز نعمت را به سرپوش احتیاج

کی سر آزادگان قانع به افسر می‌شود؟

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

تا مقابل بر رخ آن شعله پیکر می‌شود

جوهر آیینه‌‌ها بال سمندر می‌‌شود

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1552

دل چو آزاد از تعلق شد منور می‌شود

قطره ای کز موج دامن چید گوهر می‌شود

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1553

کی به آسانی دم آبم میسر می‌شود

دل به صد خون می‌گدازم تا لبی تر می‌شود

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1554

هرکجا عبرت به درس وعظ رهبر می‌شود

صورت پست و بلند دهر منبر می‌شود

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1555

آن که نقشی دیگرش جایی مصور می‌شود

نقش او در چشم ما هر روز خوش‌تر می‌شود

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 272

بعد عمری گر وصال او میسر می‌شود

شرم پیش چشم من سد سکندر می‌شود

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2694

زان رخ گلگون عرق یاقوت احمر می‌شود

چون زمین افتاد قابل دانه گوهر می‌شود

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2695

سبزه زنگار در تیغ تو جوهر می‌شود

کف درین دریای گوهرخیز عنبر می‌شود

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2697

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور