غزل شمارهٔ 3992

شاعر: صائب

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: اید

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 17

صنف: غزل

Toggle stanza 1
مرا به میکده هر کس که راه بنماید
1

مرا به میکده هر کس که راه بنماید

در بهشت به رویش خدای بگشاید

2

بجز قلمرو مازندران کجا دیگر

کلاه گوشه مینا به ابر می ساید

3

در آن دیار اقامت مکن که از سردی

زبان آتش سوزان به زینهار آید

4

بیا به کشور مازندران که در سرما

بغیر آتش می آتشی نمی باید

5

چنان ربوده اشرف شده است دیده من

که التفات به سیر بهشت ننماید

6

چنان ز ابر نگردیده است جوشن پوش

که آفتاب در او تیغ کار فرماید

7

به جای باده مگر بحر را کشم بر سر

که می ز عهده این ابر بر نمی آید

8

اگر چه از دل سنگین دلبران سازند

بنای توبه درین بوم وبر نمی پاید

9

ازان همیشه بود بر قرار رنگ گلش

که ماه ماه در او آفتاب ننماید

10

به این دیار طرب خیز چشم بد مرساد

که کار باده ز کیفیت هوا آید

11

مرا ز تجربه کاران نصیحتی یادست

که توبه نامه به خط شکسته می باید

12

حدیث خوبی مازندران واشرف را

زبان کوته صائب چه شرح فرماید

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

جهان به خواب و شبی چشم من نیاساید

چو دل به جای نباشد، چگونه خواب آید؟

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1040

وفا ز یار جفاکار چون نمی آید

جفا ز یار وفادار هم نمی شاید

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 937

مستی از خانه بیرون آمد، و در میانه راه بیفتاد و قی کرد و لب و دهان خود بیالود. سگی آمد و آن را لیسیدن گرفت، پنداشت که آدمی است که آن را پاک می کند، دعا می کرد که خدای تعالی فرزندان و فرزندان فرزندان تو را خدمتگار تو گرداند.

بعد از آن سگ پای برداشت و بر روی او بول کرد. گفت: بارک الله ای سیدی! که آب گرم آوردی تا روی مرا بشویی.

جامیبهارستانروضهٔ ششم (در مطایبه)بخش 7

خوش آن مقام که در وی دلی فرود آید

ز حسن منظر آن دیده ای بیاساید

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 159

تنم ز رنج فراوان همی نیاساید

دلم از انده بی حد همی بفرساید

حافظاشعار منتسبشمارهٔ 60

اگر به بادهٔ مُشکین دلم کشد، شاید

که بویِ خیر ز زهدِ ریا نمی‌آید

حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 230

نماز شام چو خورشید در غروب آید

ببندد این ره حس راه غیب بگشاید

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 943

سپیده دم بدمید و سپیده می‌ساید

که ویس روز رخ خویش را بیاراید

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 953

به حسن دلبر من هیچ در نمی‌باید

جز این دقیقه که با دوستان نمی‌پاید

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 276

فراق را دلی از سنگ سخت‌تر باید

مرا دلیست که با شوق بر نمی‌آید

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 279

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور