غزل شمارهٔ 3991

شاعر: صائب

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: اید

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 17

صنف: غزل

Toggle stanza 1
به صبر مشکل عالم تمام بگشاید
1

به صبر مشکل عالم تمام بگشاید

که این کلید به هر قفل راست می آید

2

به قسمت ازلی باش از جهان خرسند

که آب بحر به آب گهر نیفزاید

3

من از کجا وبهشت برین مگر رضوان

به درد وداغ تو فردوس را بیاراید

4

در آن چمن که من از گل گلاب می گیرم

ز دور باد صبا پشت دست می خاید

5

ز آب تیغ جگرگاه خاک شد سیراب

هنوز از شب زلف تو فتنه می زاید

6

مشو به سنگدلی از سرشک من ایمن

که رشته مغز گهر رفته رفته فرساید

7

دو چشم دوخته ای برزمین ازین غافل

که چرخ راه تو از هر ستاره می پاید

8

چه تشنه است به خونریز خلق ابرویش

که در مصاف دو شمشیر کار فرماید

9

نعیم خلد حلال است بر کسی صائب

که دست ولب به نعیم جهان نیالاید

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

جهان به خواب و شبی چشم من نیاساید

چو دل به جای نباشد، چگونه خواب آید؟

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1040

وفا ز یار جفاکار چون نمی آید

جفا ز یار وفادار هم نمی شاید

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 937

مستی از خانه بیرون آمد، و در میانه راه بیفتاد و قی کرد و لب و دهان خود بیالود. سگی آمد و آن را لیسیدن گرفت، پنداشت که آدمی است که آن را پاک می کند، دعا می کرد که خدای تعالی فرزندان و فرزندان فرزندان تو را خدمتگار تو گرداند.

بعد از آن سگ پای برداشت و بر روی او بول کرد. گفت: بارک الله ای سیدی! که آب گرم آوردی تا روی مرا بشویی.

جامیبهارستانروضهٔ ششم (در مطایبه)بخش 7

خوش آن مقام که در وی دلی فرود آید

ز حسن منظر آن دیده ای بیاساید

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 159

تنم ز رنج فراوان همی نیاساید

دلم از انده بی حد همی بفرساید

حافظاشعار منتسبشمارهٔ 60

اگر به بادهٔ مُشکین دلم کشد، شاید

که بویِ خیر ز زهدِ ریا نمی‌آید

حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 230

نماز شام چو خورشید در غروب آید

ببندد این ره حس راه غیب بگشاید

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 943

سپیده دم بدمید و سپیده می‌ساید

که ویس روز رخ خویش را بیاراید

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 953

به حسن دلبر من هیچ در نمی‌باید

جز این دقیقه که با دوستان نمی‌پاید

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 276

فراق را دلی از سنگ سخت‌تر باید

مرا دلیست که با شوق بر نمی‌آید

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 279

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور