غزل شمارهٔ 936

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: است

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 12

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
هر که پیوندد به اهل حق ز مردان خداست
1
هر که پیوندد به اهل حق ز مردان خداست
آهن پیوسته با آهن ربا، آهن رباست
2
قدر روشندل فزون از خاکساری می شود
بر گهر گرد یتیمی سایه بال هماست
3
قهرمان عشق می باشد به عاشق مهربان
کشتی غواص گوهر جو به دریا آشناست
4
از مآل شادمانی سربلندان غافلند
اره این نخل سرکش خنده دندان نماست
5
بی دلان طفل مشرب زین سیاهی می رمند
دیده بالغ نظر را خط مشکین توتیاست
6
حسن را بی پرده دیدن از ادب دورست دور
دیده ما شرمگینان چون زره زیر قباست
7
گرچه دست اهل دولت هست در ظاهر بلند
دست ارباب دعا بالاترین دستهاست
8
عشق در پیران بود چون طبل در زیر گلیم
در جوانان عشق شورانگیز، عید و روستاست
9
دیده تن پروران آب سیاه آورده است
ورنه شمشیر شهادت موجه آب بقاست
10
از غبار دل، زبان آتشین گفتار من
زنده زیر خاک صائب چون چراغ آسیاست

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

تا خیال نقطه خالت سواد چشم ماست

خاک پایت مردم چشم مرا چون تو توتیاست

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 208

اضطراب نبض دل تمهید آهنگ فناست

شعله‌در هر پر فشاندن‌اندکی‌از خود جداست

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 422

ای عدم‌پرورده لاف هستی‌ات جای حیاست

بی‌نشانی را نشان فهمیده‌ای تیرت خطاست

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 423

تهمت‌افسردگی بر طینت عاشق خطاست

ناله هرجا آینه گردید آزادی‌نماست

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 424

خط لعلت غبار حیرت‌افزاست

زمرد از رگ این لعل پیداست

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 425

خیالی سد راه عبرت ماست

گر این دیوار نبود خانه صحراست

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 426

شوخی‌انداز جرأتها ضعیفان را بلاست

جنبش خویش از برای اشک سیلاب فناست

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 431

صد هنر در پرده دل فرش اقبال صفاست

بیشتر در خانهٔ آیینه جوهر بوریاست

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 433

نشئهٔ هستی به دور جام پیری نارساست

قامت خم گشته خط ساغر بزم فناست

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 442

منزلی خوش خانه ای دلکش مقامی دلگشاست

ساقی گلچهره کو و مطرب خوشگو کجاست

جامیدیوان اشعارقصایدشمارهٔ 8

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور