غزل شمارهٔ 1723

شاعر: صائب

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ناست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
بلند نام نگردد کسی که در وطن است
1

بلند نام نگردد کسی که در وطن است

ز نقش ساده بود تا عقیق در یمن است

2

اگر چه دارد خسرو طلای دست افشار

تصرف دل شیرین به دست کوهکن است

3

ز مرگ، مرده دلان از طلب فرو مانند

وگرنه جامه احرام اهل دل کفن است

4

اگر ز چشم غلط بین نقاب بردارند

زلال خضر نهان در سیاهی سخن است

5

مشو به مرتبه پست از سخن قانع

که طول عمر به قدر بلندی سخن است

6

یکی است معنی اگر لفظ بی شمار بود

یکی است یوسف اگر صد هزار پیرهن است

7

یکی هزار شد از خط صفای او صائب

اگر چه سبزه بیگانه دشمن چمن است

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور