غزل شمارهٔ 3555
Toggle stanza 1چشمه زمزم ما تیغ تو بیباک بود
11
چشمه زمزم ما تیغ تو بیباک بود
حلقه کعبه ما حلقه فتراک بود
22
نیست یک سبزه بیگانه درین وحدتگاه
گر ترا آینه از زنگ دویی پاک بود
33
گریه بر عقده ما عقده دیگر افزود
گره خاطر عاشق گره تاک بود
44
حاصل از داغ جنون سینه چاکی داریم
قسمت صبح ز خورشید دل چاک بود
55
خاکسارانه اگر زیست توانی کردن
چون زمین جامه ات از اطلس افلاک بود
66
تخم قارون ز دل خاک به صحرا آمد
تا به کی دانه ما در جگر خاک بود؟
77
عید قربان من بی سر و پا آن روزست
که گریبان من آن حلقه فتراک بود
88
به خیالی ز وصال تو قناعت کرده است
صائب آن نیست که از هجر تو غمناک بود
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

