Toggle stanza 1
چشمه زمزم ما تیغ تو بیباک بود
1

چشمه زمزم ما تیغ تو بیباک بود

حلقه کعبه ما حلقه فتراک بود

2

نیست یک سبزه بیگانه درین وحدتگاه

گر ترا آینه از زنگ دویی پاک بود

3

گریه بر عقده ما عقده دیگر افزود

گره خاطر عاشق گره تاک بود

4

حاصل از داغ جنون سینه چاکی داریم

قسمت صبح ز خورشید دل چاک بود

5

خاکسارانه اگر زیست توانی کردن

چون زمین جامه ات از اطلس افلاک بود

6

تخم قارون ز دل خاک به صحرا آمد

تا به کی دانه ما در جگر خاک بود؟

7

عید قربان من بی سر و پا آن روزست

که گریبان من آن حلقه فتراک بود

8

به خیالی ز وصال تو قناعت کرده است

صائب آن نیست که از هجر تو غمناک بود

Sources

Persian text source: Ganjoor