غزل شمارهٔ 3556
شاعر: صائب
Toggle stanza 1دانه خال تو روزی که مرا در دل بود
11
دانه خال تو روزی که مرا در دل بود
حاصل روی زمین از من بی حاصل بود
22
مست نازی که تسلی به خبر بودم ازو
در میان من و او بیخبری حایل بود
33
نیست امروز غم روی زمین بر دل من
دایم این آینه را آینه دان از گل بود
44
ریخت در دامن صحرای جنون باد بهار
نقد رازی که مرا غنچه صفت در دل بود
55
صائب اوراق جهان را به نظر آوردم
هرچه جز نقطه شک بود خط باطل بود
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

