غزل شمارهٔ 1885

Toggle stanza 1
سرچشمه نشاط دل پاک گوهرست
1

سرچشمه نشاط دل پاک گوهرست

تا دل شکفته است، سخن تازه و ترست

2

جز حرف تلخ عشق کز او تازه است جان

دل می گزد اگر همه قند مکررست

3

مجنون پاکباز بود فارغ از حساب

دیوانه را چه کار دیوان محشرست؟

4

حقی که هست دختر رز را به میکشان

در پیش حق شناس به از شیر مادرست

5

تخت است دل چو از غم ایام شد سبک

سر چون گران شود ز می لعل، افسرست

6

ماه تمام، گاه شود بدر و گه هلال

دوری که برقرار بود دور ساغرست

7

باشد به خون غم می گلرنگ تشنه تر

شاهین اگر چه تشنه به خون کبوترست

8

هر چند می کند می گلرنگ کار خویش

از دست ساقیان گل اندام خوشترست

9

در بحر بیکنار نگیرد قرار موج

هر ناز او مقدمه ناز دیگرست

10

زان تیغ الحذر که ز پیچ و خم میان

در چشم موشکاف، سراپای جوهرست

11

زین صیدها که هست درین طرفه صیدگاه

در پای خم شکار بط می نکوترست

12

صائب کجا ز درگه صاحبقران رود؟

دولت درین سرا و گشایش درین درست

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

دل راگشاد کار ز صد عقده برترست

آزادی طبیعت این مهره ششدرست

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 640

امروز روز نوبت دیدار دلبرست

امروز روز طالع خورشید اکبرست

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 448

جانا جمال روح بسی خوب و بافرست

لیکن جمال و حسن تو خود چیز دیگرست

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 449

این بوی روح‌پرور از آن خوی دلبر است

وین آب زندگانی از آن حوض کوثر است

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 64

در چشمت ار حقیر بود صورت فقیر

کوته نظر مباش که در سنگ گوهرست

سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 23

این خانه گوشواره عرش مطهرست

کو را سعادت از نظر سعد اکبرست

نظیری نیشابوریدیوان اشعارقصایدشمارهٔ 6 - در صفت خانه ممدوح

دستی که ریزشی نکند شاخ بی برست

نخلی که میوه ای ندهد خشک بهترست

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1880

در بحر شعر، خامشی از لاف بهترست

دست بلند، حجت عجز شناورست

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1881

خال لب تو داغ دل آب کوثرست

پنهان تبسمت نمک شور محشرست

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1882

پرواز من به بال و پر تیغ و خنجرست

هر زخم، مرغ روح مرا بال دیگرست

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1883

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور