غزل شمارهٔ 1884

Toggle stanza 1
آن را که در وطن لب نانی میسرست
1

آن را که در وطن لب نانی میسرست

سی شب ز ماه عید سرایش منورست

2

در خانه های کهنه بود مور و مار بیش

حرص و امل به طینت پیران فزونترست

3

ارباب احتیاج اگر آبروی خویش

گردآوری کنند، به از عقد گوهرست

4

هرگز نگردد آینه را دل به آب صاف

ظلمت ز آب خضر نصیب سکندرست

5

در کنه ذات، فکر به جایی نمی رسد

دریای بیکنار چه جای شناورست؟

6

فردی که ساده است نیارند در حساب

دیوانه را چه کار به دیوان محشرست؟

7

از بس گزیده است سلامت روی مرا

موج خطر به چشم من آغوش مادرست

8

در قطره ای چه جلوه کند بحر بیکنار؟

در چشم مور ملک سلیمان محقرست

9

صائب به غیر نامه عالم نورد من

هر نامه ای که هست و بال کبوترست

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

دل راگشاد کار ز صد عقده برترست

آزادی طبیعت این مهره ششدرست

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 640

امروز روز نوبت دیدار دلبرست

امروز روز طالع خورشید اکبرست

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 448

جانا جمال روح بسی خوب و بافرست

لیکن جمال و حسن تو خود چیز دیگرست

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 449

این بوی روح‌پرور از آن خوی دلبر است

وین آب زندگانی از آن حوض کوثر است

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 64

در چشمت ار حقیر بود صورت فقیر

کوته نظر مباش که در سنگ گوهرست

سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 23

این خانه گوشواره عرش مطهرست

کو را سعادت از نظر سعد اکبرست

نظیری نیشابوریدیوان اشعارقصایدشمارهٔ 6 - در صفت خانه ممدوح

دستی که ریزشی نکند شاخ بی برست

نخلی که میوه ای ندهد خشک بهترست

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1880

در بحر شعر، خامشی از لاف بهترست

دست بلند، حجت عجز شناورست

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1881

خال لب تو داغ دل آب کوثرست

پنهان تبسمت نمک شور محشرست

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1882

پرواز من به بال و پر تیغ و خنجرست

هر زخم، مرغ روح مرا بال دیگرست

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1883

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور