غزل شمارهٔ 1883

Toggle stanza 1
پرواز من به بال و پر تیغ و خنجرست
1

پرواز من به بال و پر تیغ و خنجرست

هر زخم، مرغ روح مرا بال دیگرست

2

ما صلح کرده ایم ز گلشن به درد و داغ

آتش گل همیشه بهار سمندرست

3

تخت است دل ز وسوسه چون آرمیده شد

سر چون ز فکر پوچ تهی گشت افسرست

4

پای شکسته بر سر زانوی منزل است

دست ز کار رفته در آغوش دلبرست

5

از آرزوی جنت دربسته فارغ است

آن را که سر به جیب کشیدن میسرست

6

موی میان نازک پرپیچ و تاب اوست

تیغ برهنه ای که سراپای جوهرست

7

خودبینی از حیات ابد سنگ راه توست

از آب خضر، آینه سد سکندرست

8

از جاده بی نیاز بود رهنورد شوق

کلکی که کجروست مقید به مسطرست

9

صائب به سیم و زر نتوان شد ز اغنیا

آن را که هست چهره زرین توانگرست

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

دل راگشاد کار ز صد عقده برترست

آزادی طبیعت این مهره ششدرست

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 640

امروز روز نوبت دیدار دلبرست

امروز روز طالع خورشید اکبرست

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 448

جانا جمال روح بسی خوب و بافرست

لیکن جمال و حسن تو خود چیز دیگرست

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 449

این بوی روح‌پرور از آن خوی دلبر است

وین آب زندگانی از آن حوض کوثر است

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 64

در چشمت ار حقیر بود صورت فقیر

کوته نظر مباش که در سنگ گوهرست

سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 23

این خانه گوشواره عرش مطهرست

کو را سعادت از نظر سعد اکبرست

نظیری نیشابوریدیوان اشعارقصایدشمارهٔ 6 - در صفت خانه ممدوح

دستی که ریزشی نکند شاخ بی برست

نخلی که میوه ای ندهد خشک بهترست

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1880

در بحر شعر، خامشی از لاف بهترست

دست بلند، حجت عجز شناورست

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1881

خال لب تو داغ دل آب کوثرست

پنهان تبسمت نمک شور محشرست

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1882

آن را که در وطن لب نانی میسرست

سی شب ز ماه عید سرایش منورست

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1884

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور