غزل شمارهٔ 1881

Toggle stanza 1
در بحر شعر، خامشی از لاف بهترست
1

در بحر شعر، خامشی از لاف بهترست

دست بلند، حجت عجز شناورست

2

رنگین ز پیچ و تاب شود چهره سخن

از خون نصیب تیغ به مقدار جوهرست

3

مهر از جهان ببر که غذای لطیف او

خونی است در لباس، اگر شیر مادرست

4

صبر گران رکاب نیاید به کار عشق

در بحر بیکنار چه حاجت به لنگرست؟

5

بر دل غبار کلفت ایام بار نیست

گوهر میان گرد یتیمی نکوترست

6

از عالم جهات، امید نجات نیست

بیچاره مهره ای که گرفتار ششدرست

7

دل جلوه گاه حسن به اقبال عشق شد

آیینه روشناس جهان از سکندرست

8

زان جلوه ها که سرو تو در کار باغ کرد

طوق گلوی فاختگان خط ساغرست

9

سرچشمه ای که خضر ازو چشم آب داد

در زیر دامن خط سبز تو مضمرست

10

صائب ز خاک چاشنی قند می برد

موری که محو حسن گلوسوز شکرست

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

دل راگشاد کار ز صد عقده برترست

آزادی طبیعت این مهره ششدرست

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 640

امروز روز نوبت دیدار دلبرست

امروز روز طالع خورشید اکبرست

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 448

جانا جمال روح بسی خوب و بافرست

لیکن جمال و حسن تو خود چیز دیگرست

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 449

این بوی روح‌پرور از آن خوی دلبر است

وین آب زندگانی از آن حوض کوثر است

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 64

در چشمت ار حقیر بود صورت فقیر

کوته نظر مباش که در سنگ گوهرست

سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 23

این خانه گوشواره عرش مطهرست

کو را سعادت از نظر سعد اکبرست

نظیری نیشابوریدیوان اشعارقصایدشمارهٔ 6 - در صفت خانه ممدوح

دستی که ریزشی نکند شاخ بی برست

نخلی که میوه ای ندهد خشک بهترست

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1880

خال لب تو داغ دل آب کوثرست

پنهان تبسمت نمک شور محشرست

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1882

پرواز من به بال و پر تیغ و خنجرست

هر زخم، مرغ روح مرا بال دیگرست

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1883

آن را که در وطن لب نانی میسرست

سی شب ز ماه عید سرایش منورست

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1884

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور