غزل شمارهٔ 5542
شاعر: صائب
Toggle stanza 1دم گرمی طمع از ناله های آتشین دارم
11
دم گرمی طمع از ناله های آتشین دارم
که مشکل عقده ها در پیش از آن چین جبین دارم
22
مکن گستاخ سیر گلستانش ای تماشایی
که در هر رخنه دیوار آهی در کمین دارم
33
دمی صد بار در اشک را بر چشم می مالم
تهیدستم، چه سازم یادگار دل همین دارم
44
ز من دارند ابر و برق، سوز و گریه را صائب
به این بی حاصلی هر گوشه ای صد خوشه چین دارم
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
من آن خاکم که در راه وفا رو بر زمین دارم
ز سودای بتان داغ غلامی بر جبین دارم
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1238
چه دانی تو که در باطن چه شاهی همنشین دارم
رخ زرین من منگر که پای آهنین دارم
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1426
اگر چه چون دعا از دست خود یک کف زمین دارم
ز محتاجان به گرد خویش چندین خوشه چین دارم
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 5543
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

