شمارهٔ 15
شاعر: سعدی
Toggle stanza 1بیچاره که در میان دریا افتاد
11
بیچاره که در میان دریا افتاد
مسکین چه کند که دست و پایی نزند
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
در راه طلب رسیدهای میباید
دامان ز جهان کشیدهای میباید
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 664
ای صورت تو سکون دلها چو خرد
وی سیرت تو منزه از خصلت بد
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 124
گه جفت صلاح باشم و یار خرد
گه اهل فساد و با بدان داد و ستد
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 125
من چون تو نیابم تو چو من یابی صد
پس چون کنمت بگفت هر ناکس زد
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 126
رو جانب حق از همه سو باید بود
در کوشش نفی مو به مو باید کرد
نظیری نیشابوریدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 79
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

