غزل شمارهٔ 550

شاعر: سعدی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

قافیہ: ری

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 8

صنف: غزل

Toggle stanza 1
دیدم امروز بر زمین قمری
1
دیدم امروز بر زمین قمری
همچو سروی روان به رهگذری
2
گوییا بر من از بهشت خدای
باز کردند بامداد دری
3
من ندیدم به راستی همه عمر
گر تو دیدی به سرو بر قمری
4
یا شنیدی که در وجود آمد
آفتابی ز مادر و پدری
5
گفتم از وی نظر بپوشانم
تا نیفتم به دیده در خطری
6
چاره صبر است و احتمال فراق
چون کفایت نمی‌کند نظری
7
می‌خرامید و زیر لب می‌گفت
عاقل از فتنه می‌کند حذری
8
سعدیا پیش تیر غمزهٔ ما
به ز تقوا ببایدت سپری

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور