غزل شمارهٔ 508

شاعر: سعدی

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: ایی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 17

صنف: غزل

Toggle stanza 1
مشتاق توام با همه جوری و جفایی
1
مشتاق توام با همه جوری و جفایی
محبوب منی با همه جرمی و خطایی
2
من خود به چه ارزم که تمنای تو ورزم
در حضرت سلطان که برد نام گدایی
3
صاحب نظران لاف محبت نپسندند
وان گه سپر انداختن از تیر بلایی
4
باید که سری در نظرش هیچ نیرزد
آن کس که نهد در طلب وصل تو پایی
5
بیداد تو عدلست و جفای تو کرامت
دشنام تو خوشتر که ز بیگانه دعایی
6
جز عهد و وفای تو که محلول نگردد
هر عهد که بستم هوسی بود و هوایی
7
گر دست دهد دولت آنم که سر خویش
در پای سمند تو کنم نعل بهایی
8
شاید که به خون بر سر خاکم بنویسند
این بود که با دوست به سر برد وفایی
9
خون در دل آزرده نهان چند بماند
شک نیست که سر برکند این درد به جایی
10
شرط کرم آنست که با درد بمیری
سعدی و نخواهی ز در خلق دوایی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

هر بار که تو در دل شب در دلم آیی

خون دلم آید ز دو دیده به روایی

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1898

حیرت قفسم‌کو اثر عجز و رسایی

مجبور ادب را چه وصال و چه جدایی

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2804

ماییم و دلی سرورق بی سر و پایی

چون آبله صحرایی و چون ناله هوایی

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2811

دل برد ز من فتنه گری عشوه نمایی

زرین کمری کج کلهی تنگ قبایی

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 976

دل تنگ مدار ای مَلَک از کار خدایی

آرام و طرب را مده از طبع جدایی

رودکیقصاید و قطعاتشمارهٔ 128

هر روز بگه ای شه دلدار درآیی

جان را و جهان را شکفانی و فزایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2628

امروز سماع است و مدام است و سقایی

گردان شده بر جمع قدح‌های عطایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2635

زان جای بیا خواجه بدین جای نه جایی

کاین جاست تو را خانه کجایی تو کجایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2642

ای کرده دلم سوختهٔ درد جدایی

از محنت تو نیست مرا روی رهایی

سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 389

از ماه‌رخی نوش‌لبی شوخ‌بلایی

هر روز همی بینم رنجی و عنایی

سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 390

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور