غزل شمارهٔ 2804

Toggle stanza 1
حیرت قفسم‌کو اثر عجز و رسایی
1

حیرت قفسم‌کو اثر عجز و رسایی

مجبور ادب را چه وصال و چه جدایی

2

آیینه وتسلیم فضولی‌، چه خیالست

رنگی ننماییم‌که آنرا ننمایی

3

وقست‌که چون آبله ازپوست برآییم

کز خویش برون می‌کشدم تنگ قبایی

4

از بسکه به دل ناخن تدبیر شکستم

چون غنچه دمید از نفسم عقده‌ گشایی

5

خوشباش که کس مانع آزادگیت نیست‌

عالم همه راه است گر از خویش برآیی

6

ای حسن معیت ز فریبت نگهم سوخت

یک پرده عیانترکه بسی دور نمایی

7

برگنج همان صورت ویرانه نقابست

پوشد مگرت بندگی آثار خدایی

8

در بحر چرا قطرهٔ ما بحر نباشد

در بزم کریمان چه خیالست گدایی

9

از لاف حذرکن که درین عرصه مبادا

پرواز فروشی و فسردن به درآیی

10

رفع هوس از طینت مردم چه خیالست

زبن قافله بیرون نرود هرزه درآیی

11

نتوان شدن از وهم وجود و عدم آزاد

با دام و قفس ساز که دور است رهایی

12

حاصل نکنی صندل درد سر هستی

بیدل به ره عشق اگر جبهه نسایی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

هر بار که تو در دل شب در دلم آیی

خون دلم آید ز دو دیده به روایی

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1898

دل برد ز من فتنه گری عشوه نمایی

زرین کمری کج کلهی تنگ قبایی

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 976

دل تنگ مدار ای مَلَک از کار خدایی

آرام و طرب را مده از طبع جدایی

رودکیقصاید و قطعاتشمارهٔ 128

هر روز بگه ای شه دلدار درآیی

جان را و جهان را شکفانی و فزایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2628

امروز سماع است و مدام است و سقایی

گردان شده بر جمع قدح‌های عطایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2635

زان جای بیا خواجه بدین جای نه جایی

کاین جاست تو را خانه کجایی تو کجایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2642

مشتاق توام با همه جوری و جفایی

محبوب منی با همه جرمی و خطایی

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 508

از دست کسی بستده هر روز عطایی

معذور بدارندش یک روز جفایی

سعدیمواعظمفرداتشمارهٔ 75

ریشی درون جامه داشتم و شیخ از آن هر روز بپرسیدی که چون است و نپرسیدی کجاست. دانستم از آن احتراز می‌کند که ذکر همه عضوی روا نباشد و خردمندان گفته‌اند هر که سخن نسنجد، از جوابش برنجد.

تا نیک ندانی که سخن عین صواب است

سعدیگلستانباب هشتم در آداب صحبتحکمت شمارهٔ 84

ای کرده دلم سوختهٔ درد جدایی

از محنت تو نیست مرا روی رهایی

سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 389

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور