رباعی شمارهٔ 111
شاعر: سعدی
Toggle stanza 1چون میکشد آن طیرهٔ خورشید و مهم
11
چون میکشد آن طیرهٔ خورشید و مهم
من نیز به ذل و حیف تن در ندهم
22
باری دو سه بوسه بر دهانش بدهم
وانگه بکشد چو میکشد بر گنهم
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
مانند قلم سپید کار سیهم
گر همچو قلم سرم بری سر ننهم
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1316
ای ماه! گشاده کن به وصلت گرهم
تا من ز فرو بستگی غم برهم
عطارمختارنامهباب سی و نهم: در صفتِ میان و قدِ معشوقشمارهٔ 2
هر کوزه که بیخود به دهان باز نهم
گوید بشنو تا خبری باز دهم
عطارمختارنامهباب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانستشمارهٔ 38
هر کوزه که بیخود بدهن باز نهم
گوید بشنو تا خبری باز دهم
عطاروصلت نامهبخش 69 - و له ایضاً
من با دگری دست به پیمان ندهم
دانم که نیوفتد حریف از تو بهم
سعدیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 112
گفتگو
قارئین کے تبصرے
اپنی رائے دیں، سوال پوچھیں یا گفتگو کو آگے بڑھائیں۔ تبصروں کا جائزہ لیا جا سکتا ہے۔
لوڈ ہو رہا ہے…

