غزل شمارهٔ 272

شاعر: سعدی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: رمیشود

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 8

صنف: غزل

Toggle stanza 1
آن که نقشی دیگرش جایی مصور می‌شود
1
آن که نقشی دیگرش جایی مصور می‌شود
نقش او در چشم ما هر روز خوش‌تر می‌شود
2
عشق دانی چیست سلطانی که هر جا خیمه زد
بی‌خلاف آن مملکت بر وی مقرر می‌شود
3
دیگران را تلخ می‌آید شراب جور عشق
ما ز دست دوست می‌گیریم و شکر می‌شود
4
دل ز جان برگیر و در بر گیر یار مهربان
گر بدین مقدارت آن دولت میسر می‌شود
5
هرگزم در سر نبود اندیشه سودا ولیک
پیل اگر دربند می‌افتد مسخر می‌شود
6
عیش‌ها دارم در این آتش که بینی دم به دم
کاندرونم گرچه می‌سوزد منور می‌شود
7
تا نپنداری که با دیگر کسم خاطر خوشست
ظاهرم با جمع و خاطر جای دیگر می‌شود
8
غیرتم گوید نگویم با حریفان راز خویش
باز می‌بینم که در آفاق دفتر می‌شود
9
آب شوق از چشم سعدی می‌رود بر دست و خط
لاجرم چون شعر می‌آید سخن تر می‌شود
10
قول مطبوع از درون سوزناک آید که عود
چون همی‌سوزد جهان از وی معطر می‌شود

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

تا مقابل بر رخ آن شعله پیکر می‌شود

جوهر آیینه‌‌ها بال سمندر می‌‌شود

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1552

دل چو آزاد از تعلق شد منور می‌شود

قطره ای کز موج دامن چید گوهر می‌شود

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1553

کی به آسانی دم آبم میسر می‌شود

دل به صد خون می‌گدازم تا لبی تر می‌شود

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1554

هرکجا عبرت به درس وعظ رهبر می‌شود

صورت پست و بلند دهر منبر می‌شود

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1555

بعد عمری گر وصال او میسر می‌شود

شرم پیش چشم من سد سکندر می‌شود

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2694

زان رخ گلگون عرق یاقوت احمر می‌شود

چون زمین افتاد قابل دانه گوهر می‌شود

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2695

زان رخ گلگون عرق یاقوت احمر می‌شود

چون زمین افتاد قابل دانه گوهر می‌شود

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2696

سبزه زنگار در تیغ تو جوهر می‌شود

کف درین دریای گوهرخیز عنبر می‌شود

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2697

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور