غزل شمارهٔ 255

شاعر: سعدی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ود

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 18

صنف: غزل

Toggle stanza 1
تو را سماع نباشد که سوز عشق نبود
1
تو را سماع نباشد که سوز عشق نبود
گمان مبر که برآید ز خام هرگز دود
2
چو هر چه می‌رسد از دست اوست فرقی نیست
میان شربت نوشین و تیغ زهرآلود
3
نسیم باد صبا بوی یار من دارد
چو باد خواهم از این پس به بوی او پیمود
4
همی‌گذشت و نظر کردمش به گوشه چشم
که یک نظر بربایم مرا ز من بربود
5
به صبر خواستم احوال عشق پوشیدن
دگر به گِل نتوانستم آفتاب اندود
6
سوار عقل که باشد که پشت ننماید
در آن مقام که سلطان عشق روی نمود
7
پیام ما که رساند به خدمتش که رضا
رضای توست گرم خسته داری ار خشنود
8
شبی نرفت که سعدی به داغ عشق نگفت
دگر شب آمد و کی بی تو روز خواهد بود

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ببار باده روشن که صبح روی نمود

که در چنین نفسی بی‌شراب نتوان بود

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1037

ترانه های تحیت سرودهای درود

نثار مجلس سلطان عاقبت محمود

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 157

زهی جمال تو خورشید آسمان شهود

تویی بدیع ترین نقش کارگاه وجود

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 86

کنون که در چمن آمد گُل از عَدَم به وجود

بنفشه در قدمِ او نهاد سر به سجود

حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 219

اگرچه عذر بسی بود روزگار نبود

چنان که بود به ناچار خویشتن بخشود

رودکیقصاید و قطعاتشمارهٔ 44

اگر حریف منی پس بگو که دوش چه بود

میان این دل و آن یار می فروش چه بود

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1013

ز بانگ پست تو ای دل بلند گشت وجود

تو نفخ صوری یا خود قیامت موعود

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 914

رسید ساقی جان ما خمار خواب‌آلود

گرفت ساغر زرین سر سبو بگشود

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 923

ربود عشق تو تسبیح و داد بیت و سرود

بسی بکردم لاحول و توبه دل نشنود

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 940

ز بعد خاک شدن یا زیان بود یا سود

به نقد خاک شوم بنگرم چه خواهد بود

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 941

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور