غزل شمارهٔ 2614

شاعر: رومی

وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

قافیہ: ایی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 15

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
ما می‌نرویم ای جان زین خانه دگر جایی
1
ما می‌نرویم ای جان زین خانه دگر جایی
یا رب چه خوش است این جا هر لحظه تماشایی
2
هر گوشه یکی باغی هر کنج یکی لاغی
بی‌ولوله زاغی بی‌گرگ جگرخایی
3
افکند خبر دشمن در شهر اراجیفی
کو عزم سفر دارد از بیم تقاضایی
4
از رشک همی‌گوید والله که دروغ است آن
بی‌جان کی رود جایی بی‌سر کی نهد پایی
5
من زیر فلک چون او ماهی ز کجا یابم
او هر طرفی یابد شوریده و شیدایی
6
مه گرد درت گردد زیرا که کجا یابد
چو چشم تو خماری چون روی تو صحرایی
7
این عشق اگر چه او پاک است ز هر صورت
در عشق پدید آید هر یوسف زیبایی
8
بی‌عشق نه یوسف را اخوان چو سگی دیدند
وز عشق پدر دیدش زیبا و مطرایی
9
گر نام سفر گویم بشکن تو دهانم را
دوزخ کی رود آخر از جنت مأوایی
10
من بی‌سر و پا گشتم خوش غرقه این دریا
بی‌پای همی‌گردم چون کشتی دریایی
11
از در اگرم رانی آیم ز ره روزن
چون ذره به زیر آیم در رقص ز بالایی
12
چون ذره رسن سازم از نور و رسن بازم
در روزن این خانه در گردش سودایی
13
بنشین که در این مجلس لاغر نشود عیسی
برگو که در این دولت تیره نشود رایی
14
بربند دهان برگو در گنبد سر خود
تا ناله در آن گنبد یابی تو مثنایی
15
شمس الحق تبریزی از لطف صفات خود
از حرف همی‌گردد این نکته مصفایی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

تا داشت به جان طاقت، بودم به شکیبایی

چون کار به جان آمد، زین پس من و رسوایی

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1889

هر لحظه جمال خود نوع دگر آرایی

شور دگر انگیزی شوق دگر افزایی

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 974

اِی پادِشَهِ خوبان، داد از غَمِ تَنْهایی

دِل، بی‌‌تو، به جان آمَد؛ وَقْت است که بازآیی

حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 493

هر کس به تماشایی رفتند به صحرایی

ما را که تو منظوری خاطر نرود جایی

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 511

دوش از سر بیهوشی و ز غایت خودرایی

رفتم گذری کردم بر یار ز شیدایی

عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 845

ترسا بچه‌ای دیشب در غایت ترسایی

دیدم به در دیری چون بت که بیارایی

عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 847

ترسا بچه‌ایم افکند از زهد به ترسایی

اکنون من و زناری در دیر به تنهایی

عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 849

این گنبد مینائی این پستی و بالائی

در شد بدل عاشق با این همه پهنائی

علامہ اقبالپیام مشرقمی باقیغزل شمارهٔ 26

با هر کی تو درسازی می‌دانک نیاسایی

زیر و زبرت دارم زیرا که تو از مایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2579

ای شادی آن روزی کز راه تو بازآیی

در روزن جان تابی چون ماه ز بالایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2613

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور