غزل شمارهٔ 974
شاعر: جامی
Toggle stanza 1هر لحظه جمال خود نوع دگر آرایی
هر لحظه جمال خود نوع دگر آرایی
شور دگر انگیزی شوق دگر افزایی
عقل از تو چه دریابد تا وصف تو اندیشد
در عقل نمی گنجی در وصف نمی آیی
پنهانی تو پیدا پیدایی تو پنهان
هم از همه پنهانی هم بر همه پیدایی
زان سایه که افکندی بر خاک گه جلوه
دارند همه خوبان سرمایه زیبایی
بی پرده آب و گل ما را ننمایی رو
خورشید درخشان را تا کی به گل اندایی
ای گشته عیان هر جا هر جا که شوی پیدا
گردد ز غمت شیدا صد عاشق هر جایی
جامی ز دویی بگسل یکروی شو و یکدل
باشد که کنی منزل در عالم یکتایی
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
تا داشت به جان طاقت، بودم به شکیبایی
چون کار به جان آمد، زین پس من و رسوایی
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1889
اِی پادِشَهِ خوبان، داد از غَمِ تَنْهایی
دِل، بیتو، به جان آمَد؛ وَقْت است که بازآیی
حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 493
با هر کی تو درسازی میدانک نیاسایی
زیر و زبرت دارم زیرا که تو از مایی
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2579
ای شادی آن روزی کز راه تو بازآیی
در روزن جان تابی چون ماه ز بالایی
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2613
ما مینرویم ای جان زین خانه دگر جایی
یا رب چه خوش است این جا هر لحظه تماشایی
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2614
هم پهلوی خم سر نه، ای خواجهٔ هرجایی
پرهیز ز هشیاران وز مردم غوغایی
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2615
من نیت آن کردم تا باشم سودایی
نیت ز کجا گنجد اندر دل شیدایی
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2616
عیسی چو توی جانا ای دولت ترسایی
لاهوت ازل را از ناسوت تو بنمایی
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2617
جانا نظری فرما چون جان نظرهایی
چون گویم دل بردی چون عین دل مایی
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2618
ای خواجه، تو چه مرغی؟ نامت چه؟ چرا شایی؟
نی پرّی و نی چرّی ای مرغک حلوایی
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2622
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

