غزل شمارهٔ 974

شاعر: جامی

وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

قافیہ: ایی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 15

صنف: غزل

Toggle stanza 1
هر لحظه جمال خود نوع دگر آرایی
1

هر لحظه جمال خود نوع دگر آرایی

شور دگر انگیزی شوق دگر افزایی

2

عقل از تو چه دریابد تا وصف تو اندیشد

در عقل نمی گنجی در وصف نمی آیی

3

پنهانی تو پیدا پیدایی تو پنهان

هم از همه پنهانی هم بر همه پیدایی

4

زان سایه که افکندی بر خاک گه جلوه

دارند همه خوبان سرمایه زیبایی

5

بی پرده آب و گل ما را ننمایی رو

خورشید درخشان را تا کی به گل اندایی

6

ای گشته عیان هر جا هر جا که شوی پیدا

گردد ز غمت شیدا صد عاشق هر جایی

7

جامی ز دویی بگسل یکروی شو و یکدل

باشد که کنی منزل در عالم یکتایی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

تا داشت به جان طاقت، بودم به شکیبایی

چون کار به جان آمد، زین پس من و رسوایی

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1889

اِی پادِشَهِ خوبان، داد از غَمِ تَنْهایی

دِل، بی‌‌تو، به جان آمَد؛ وَقْت است که بازآیی

حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 493

با هر کی تو درسازی می‌دانک نیاسایی

زیر و زبرت دارم زیرا که تو از مایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2579

ای شادی آن روزی کز راه تو بازآیی

در روزن جان تابی چون ماه ز بالایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2613

ما می‌نرویم ای جان زین خانه دگر جایی

یا رب چه خوش است این جا هر لحظه تماشایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2614

هم پهلوی خم سر نه، ‌ای خواجهٔ هرجایی

پرهیز ز هشیاران وز مردم غوغایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2615

من نیت آن کردم تا باشم سودایی

نیت ز کجا گنجد اندر دل شیدایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2616

عیسی چو توی جانا ای دولت ترسایی

لاهوت ازل را از ناسوت تو بنمایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2617

جانا نظری فرما چون جان نظرهایی

چون گویم دل بردی چون عین دل مایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2618

ای خواجه، تو چه مرغی؟ نامت چه؟ چرا شایی؟

نی پرّی و نی چرّی ای مرغک حلوایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2622

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور