غزل شمارهٔ 2708

شاعر: رومی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

قافیہ: ایی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 24

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
تو هر روزی از آن پشته برآیی
1
تو هر روزی از آن پشته برآیی
کنی مر تشنه جانان را سقایی
2
تو هر صبحی جهان را نور بخشی
که جان جان خورشید سمایی
3
مباد آن روز کز تو بازماند
دو دیده‌ای چراغ و روشنایی
4
تو دریایی و می‌گویی جهان را
درآ در من بیاموز آشنایی
5
لب و لنج کفوری را دریدی
بدان دریای امواج عطایی
6
گشادی چشم و گوش خاکیان را
همه حیران که چون بر می‌گشایی
7
گلوی جان بسوزید از حلاوت
چنین شیرین چنین حلوا چرایی
8
اگر چون آسیا گردم شب و روز
ز تو باشد که آب آسیایی
9
وگر این آسیا جوید سکونت
ز چرخ تو نمی‌یابد رهایی
10
هر آن سنگی که در چرخش کشیدی
بیابد کان بیابد کیمیایی
11
به تو جنبد جهان جان جهانی
اگر چه او نداند که کجایی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

مرا دل با یکی مانده ست جایی

که ناید روزی از کویش صبایی

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1930

ز بس کز آشنایان زخم خوردم

زند گر حلقه گردم اژدهایی

جامیدیوان اشعارقطعاتشمارهٔ 4

پدید آمد رسوم بی وفایی

نماند از کس نشان آشنایی

حافظاشعار منتسبشمارهٔ 35

تو با این لطف طبع و دل‌ربایی

چنین سنگین‌دل و سرکش چرایی؟

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 502

گرم راحت رسانی ور گزایی

محبت بر محبت می‌فزایی

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 507

خداوندان نعمت را کرم هست

ولیکن صبر به بر بینوایی

سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 194

طبیبی را حکایت کرد پیری

که می‌گردد سرم چون آسیایی

سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 195

مکن ای بی وفا ناآشنایی

در آتش سوخت گل از بی وفایی

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 6971

دلی دارم، چه دل؟ محنت سرایی

که در وی خوشدلی را نیست جایی

عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 293

سحرگه بر در راحت سرایی

گذر کردم شنیدم مرحبایی

عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 297

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور