غزل شمارهٔ 969
Toggle stanza 1سیبکی نیم سرخ و نیمی زرد
11
سیبکی نیم سرخ و نیمی زرد
زعفران لاله را حکایت کرد
22
چون جدا گشت عاشق از معشوق
نیمهای خنده بود و نیمی درد
33
سست پایی بمانده بر جایی
پاک میکرد از رخ مه گرد
44
دست میکوفت نیز میلافید
کاین چنین صنعتی کسی ناورد
55
صعوه پرشکستهای دیدی
بیضه چرخ زیر پر پرورد
66
باز شد خنده خانه این جا
رو بجو یار خندهای ای مرد
77
ناز تا کی کنند این زشتان
بازگونه همیرود این نرد
88
جفت و طاق از چه روی میبازند
چون ندانند جفت را از فرد
99
بهل این تا به یار خویش رویم
آنک رویش هزار لاله و ورد
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
آمد ازملک عشق لشکر درد
مرد باید کنون که گیرد مرد
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 211
اشتر گرسنه کسیمه برد
کی شکوهد ز خار؟ چیره خورد
رودکیمثنویهاابیات به جا مانده از مثنوی بحر خفیفپاره 4
هر که می با تو خورد عربده کرد
هر که روی تو دید عشق آورد
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 163
شادمانی مکن که دشمن مرد
تو هم از مرگ جان نخواهی برد
سعدیمواعظمفرداتشمارهٔ 33
مرد دیگر جوان نخواهد بود
پیریش هم بقا نخواهد کرد
سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 54
ملک ایمن درخت بارورست
زو قناعت به میوه باید کرد
سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 55
صدر اسلام زنده گشت و نمرد
گرچه صورت به خاک تیره سپرد
سناییدیوان اشعارقصاید و قطعاتشمارهٔ 55
سیبکی نیم سرخ و نیمی زرد
از گل و زعفران حکایت کرد
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 968
شعر من نان مصر را ماند
شب بر او بگذرد نتانی خورد
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 981

