غزل شمارهٔ 211

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

قافیہ: رد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 9

صنف: غزل

Toggle stanza 1
آمد ازملک عشق لشکر درد
1

آمد ازملک عشق لشکر درد

مرد باید کنون که گیرد مرد

2

تندبادی ز کوی عشق وزید

که برآمد ز خاکساران گرد

3

فارغند از جفای یار اغیار

یارما هرچه کرد با ما کرد

4

هرکس از خم عشق رنگی یافت

عاشق واشک سرخ و چهره زرد

5

نفس عاشقان جهانسوز است

کار افسردگان بود دم سرد

6

کاست جانم پی فزایش دوست

چشم بگداخت هرکه جان پرورد

7

جامی از غیر دوست فرد نشین

دوست فرد است و دوست دارد فرد

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور