شمارهٔ 33
شاعر: سعدی
Toggle stanza 1شادمانی مکن که دشمن مرد
شادمانی مکن که دشمن مرد
تو هم از مرگ جان نخواهی برد
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
آمد ازملک عشق لشکر درد
مرد باید کنون که گیرد مرد
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 211
اشتر گرسنه کسیمه برد
کی شکوهد ز خار؟ چیره خورد
رودکیمثنویهاابیات به جا مانده از مثنوی بحر خفیفپاره 4
سیبکی نیم سرخ و نیمی زرد
از گل و زعفران حکایت کرد
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 968
سیبکی نیم سرخ و نیمی زرد
زعفران لاله را حکایت کرد
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 969
شعر من نان مصر را ماند
شب بر او بگذرد نتانی خورد
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 981
صدر اسلام زنده گشت و نمرد
گرچه صورت به خاک تیره سپرد
سناییدیوان اشعارقصاید و قطعاتشمارهٔ 55
هر که می با تو خورد عربده کرد
هر که روی تو دید عشق آورد
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 163
مرد دیگر جوان نخواهد بود
پیریش هم بقا نخواهد کرد
سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 54
ملک ایمن درخت بارورست
زو قناعت به میوه باید کرد
سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 55
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

